طراحی اولیه قالب :
پرشین جی اف ایکس
ترجمه و آماده سازی : پارس تولز اولین
مرجع ابزار وب مستر ایرانیان
www.Mobfa.Org

یاران و اصحاب امام عصر(عج) ویژگی هایی دارند که در این مقاله برخی از آنها را بررسی می کنیم تا با این بزرگمردان تاریخ آشنا شویم.
1. اطاعت از رهبری و ایمان به او
امامت و رهبری، از ارکان اسلام و محور همه کارها، اعم از عبادی و غیر عبادی، است و به تعبیر رسای امیر مؤمنان (علیهالسلام)، امام همچون محور سنگ آسیاب است:جایگاه من در حکومت، جایگاهی چون محور سنگ آسیاب است [که بدون آن آسیاب نمی چرخد].1
همه اعمال فردی و اجتماعی به نوعی وابسته به امامت و اعتقاد به آن است. اعتقاد به این امر، موجب شد که مسلمانان صدر اسلام با پیروی از پیامبر(صلی الله علیه و آله) و با به کار بستن اوامر و پرهیز از نواهی او، تمدن بزرگ اسلامی را پی ریزی کنند، چنان که خداوند به آنان فرموده بود:
آنچه را که پیامبر برای شما آورد، بگیرید (و عمل کنید) و آنچه را که بازداشت، خودداری ورزید.( حشر، آیه 8)
بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شیعیان مکلف اند که با اهل بیت نیز چنین باشند. به همین دلیل یاران حضرت حجت(علیهالسلام) در بالاترین حد اطاعت پذیری از امام خویش اند. اطاعت اینان نه از روی اجبار، بلکه عاشقانه است.
یاران آن حضرت چنان ایمان به او دارند که حتی با مسح زین اسب او، تبرک و شفا می جویند2
آنان برای اجرای دستورات مولایشان شب و روز نمی شناسند و به گاه خطر، جانشان را فدای او می کنند. آنان مطیع تر از کنیز برای مولایشان هستند:
و یحفّون به یقونه بانفسهم فی الحروب و یکفونه ما یرید... هم أطوع له من الأمة لسیدها 3
آنان تا زمانی که خداوند راضی نشود، دست از شمشیرهایشان برنمی دارند:
لایکفون سیوفهم حتی یرضی الله عزّوجلّ.4
این همه به سبب آن است که یاران مهدی(علیهالسلام) شیعه راستین او هستند و چنان در ولایت او ذوب شده اند که صفاتشان همچون افعال و صفات آن حضرت است.
2. اتحاد و برادری
و یاری و لطف خدا نیز با کسانی است که اتحاد و همبستگی دارند؛ چنانکه گفتهاند: یدالله مع الجماعة.و نیز خداوند متعال در قرآن کریم مسلمانان را به اتحاد و یگانگی امر می فرماید:
به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید.( آل عمران، آیه 103)
از روایات استفاده می شود که اصحاب حضرت حجت(عج) از نژادها و مناطق مختلف عالم هستند، چنان که امام صادق

(علیهالسلام) می فرمایند:
یاران حضرت مهدی(عج) از سراسر گیتی به سوی او می شتابند و زمین زیر پای آنان بسان طوماری، درهم پیچیده می شود تا هر چه سریع تر به مکه برسند و با آن حضرت بیعت کنند.5
از سوی دیگر همه آنها، جز اندکی، جوان، پرقدرت و با نشاط هستند. با اینکه این ویژگیها زمینه بسیار مساعدی برای بروز اختلاف و پراکندگی است، ولی هیچ تأثیر منفی در همدلی و برادری یاران آن حضرت نخواهد داشت و چنان رفتار برادرانه ای با هم دارند گویا فرزندان یک پدر و مادر می باشند:
ان أصحاب القائم، علیه السلام، یلقی بعضهم بعضاً کأنّهم بنوأب و أم.6
آری یاران امام زمان(علیهالسلام) چنان منیت ها و خودخواهی ها را در زیر آسیاب تهجد خرد کرده و ذوب در محبوب خود شده اند که دیگر خودی نمی بینند تا زمینه ساز اندیشه های شیطانی و اختلاف انگیز گردد. لذا همه یک دل به دنبال رهبر واحد برای هدف واحد و وارسته از هرگونه وابستگی دنیوی قدم بر می دارند و راه هرگونه وسوسه های اختلاف برانگیز را بر شیطان درونی و بیرونی بسته اند.
3. جوان بودن
بیشتر یاران حضرت مهدی(عج) جوان می باشند و تعداد یاران سالمند او، بسیار اندک است. حضرت علی(علیهالسلام) در اشاره به این نکته فرموده است:یاران حضرت قائم همگی جوان هستند و سالخورده ای در میانشان نیست، مگر بسان سرمه در چشم یا نمک در غذا، و کمترین توشه همراه انسان نمک است (کنایه از مقدار بسیار اندک پیران).7
این که چرا بیشتر یاران آن حضرت، جوانان هستند، شاید علل گوناگونی داشته باشد. ممکن است یکی از این علل، روحیه پاک و بی آلایش جوان باشد که با صراحت، حق را مطالبه می کند و در راه رسیدن به حق، پاکباز است. جوان با شور و نشاط، به دنبال انجام مسؤولیت خویش و شیفته فضایل و سیرت زیبای حضرت مهدی(عج) است. از سوی دیگر، انسان در سنین جوانی قابلیت ها و استعدادهای روحی و جسمی بیشتری دارد.

یکی از اساسی ترین مسائل در بحث مهدویت «خلافت الهی » است; زیرا مساله خلافت الهی در زمین که خدای سبحان در قرآن کریم فرمود: «انی جاعل فی الارض خلیفة » (بقره: 30) همچون داستان سفینه نوح و یا کشتی موسی و خضر و مانند آن ها نیست که یک قضیه شخصی بوده و سپری شده باشد، بلکه خلافت الهی یک فیض متصل و فوز مستمر است که از اول با اندیشه دوام و انگیزه استمرار طرح شده; چنان که اصل خلافت از قلمرو نبوت و رسالت فراتر رفته و به امامت رسیده است.1 به این دلیل، یکی از نکته هایی که در عرفان اسلامی درباره حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه - مورد توجه قرار گرفته «خلافت الهی» اوست.
از این رو، برخی از بزرگان اهل معرفت از حضرت مهدی به عنوان خلیفه الهی یاد نموده و گفته اند: «بی تردید، برای خداوند خلیفه ای است که روزی ظهور خواهد کرد، و اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی بماند، باز هم خداوند آن روز را به اندازه ای طولانی خواهد نمود تا آن خلیفه الهی که از عترت رسول خدا و فرزند فاطمه و همنام پیامبر است، ظهور نماید .»2
یکی دیگر از عرفا در این باره می گوید: «هر گاه حق سبحانه بر بنده خود تجلی کند و او را از خویش فانی نماید، لطیفه الهیه در او پدید می آید که آن لطیفه گاهی ذاتی و گاهی صفاتی است; اگر ذاتی باشد، آن صورت انسانی است که از او به فرد کامل و غوث جامع یاد می شود و دایره هستی بر محور او می گردد و به واسطه او عالم حفظ می شود و او همان کسی است که از او به مهدی و خاتم تعبیر می شود و او خلیفه خدا در عالم است .»3
همان گونه که ملاحظه می شود، در سخنان عرفا، بر عنصر «خلافت الهی » حضرت مهدی علیه السلام تکیه گردیده و از او به عنوان خلیفه خداوند در زمین یاد شده است .
حضرت مهدی علیه السلام و ولایت الهی
گرچه بحث ولایت در عرفان دامنه گسترده ای دارد، اما در این جا تنها به جلوه ای از آن مباحث اشاره می شود:یکی از مهم ترین مسائل ولایت این است که «ولی » یکی از نام های خداوند است. در قرآن کریم فرمود: «فالله هو الولی» (شوری: 9) و بر اساس مبانی عرفان، اسماء الهی هیچ گاه بدون مظهر نیستند.4 پس مظهر اسم «ولی» همواره وجود خواهد داشت. بدین سبب است که ولایت یک حقیقت همیشه زنده و پایان ناپذیر است، به خلاف رسالت و نبوت که از اسماء الهی نیست و دورهاش با وجود خاتم الانبیا پایان پذیرفته است. عارف نامدار، محی الدین بن عربی در این باره میگوید: «بدون تردید، ولایت فلک است که احاطه و گستردگی خاصی دارد. به این دلیل، هیچ گاه قطع نمی شود. اما نبوت تشریعی و رسالت در پیامبر اسلام پایان یافته است.»5

برخی دیگر از بزرگان اهل عرفان درباره ولایت ائمه اطهار علیهمالسلام بخصوص حضرت مهدی علیهالسلام گفتهاند: «خدای تعالی دوازده کس را از امت محمد برگزیده و مقرب حضرت خود گردانیده و به ولایت خود مخصوص کرده و اینان را نایبان حضرت محمد گردانیده، ولی در امت محمد صلی الله علیه و آله همین دوازده امام کسی بیش نیستند و ولی آخرین، که ولی دوازدهم باشد، خاتم اولیاء است و مهدی صاحب زمان نام اوست.»6
همچنین عارف قاسانی درباره خاتم ولایت بودن حضرت مهدی میگوید: «خاتم ولایت مهدی است که در آخر زمان می آید . همه انبیا و اولیا در معارف و حقایق تابع مهدی هستند. او در احکام تابع شرع محمدی است و باطن او با باطن حضرت محمد یکی است.»7
در جای دیگر نیز گفته است: «خاتم ولایت کسی است که صلاح دنیا و آخرت با اوست و با رحلت او از دنیا نظام عالم از هم فرو می پاشد. او عبارت از مهدی موعود در آخر زمان است.»8
یکی دیگر از بزرگان اهل عرفان میگوید: «ظهور تمامی ولایت و کمالش به خاتم اولیا خواهد بود؛ چون کمال حقیقت دایره، در نقطه اخیره به ظهور می رسد. خاتم اولیا عبارت از امام محمد مهدی است که موعود حضرت رسالت است و دور عالم به او کامل و تمام میشود و حقایق اسرار الهی در زمان آن حضرت تمام ظاهر میشود.»9 عارف عربی نیز از حضرت مهدی به خاتم ولایت یاد نموده و به تفصیل درباره او بحث کرده است. 10
پس، معلوم می شود یکی از مسائلی که در عرفان اسلامی درباره حضرت مهدی مورد توجه قرار گرفته و به تفصیل از جنبه های گوناگون درباره آن بحث شده مساله «ولایت الهی » آن حضرت است . از این رو، از او به عنوان مظهر اسم «ولی» و خاتم ولایت یاد نموده اند .
فرا رسیدن نیمه شعبان میلاد یگانه منجی عالم بشریت ، قطب عالم امكان ، حضرت بقیه الله الاعظم امام مهدی (عجل الله
تعالی فرجه الشریف) را به رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (دامت بركاته) ، عاشقان و منتظران امام عزیز
و همه شهیدان در راه حق ، ملت بزرگ و شهیدپرور ایران اسلامی تبریك و تهنیت عرض می نماییم



آیت الله وحید خراسانی:
رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانید
با توجه به روایات نقل شده از اهل بیت (علیهمالسلام) در مورد تأثیر دعای همگانی و نیز بر اساس اهمیت فوق العاده شب نیمه شعبان که هم شب میلاد آن امام رحمت و مهربانی و هم با فضیلتترین شب سال پس از شب قدر است، به گزارش «شیعه نیوز» آیت الله وحید خراسانی در سخنانی فرمودند:
سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز (شب نیمه شعبان) پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند.
همچنین مناسب است تا در تمامی مکانهای مقدس و مجالس جشن و سروری که در آن شب تشکیل میگردد این قرائت سوره یس و دعا و توسل همگانی انجام گیرد.
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||
|

در ایام تحصیل علوم دینى و فقه اهل بیت،علیهمالسلام، در نجف اشرف، شوق زیادى جهت دیدارجمال مولایمان بقیة الله الاعظم، عجلاللهتعالىفرجه،داشتم با خود عهد كردم چهل شب چهارشنبه پیاده بهمسجد سهله بروم، به این نیت كه جمال آقا صاحب الامر،علیهالسلام، را زیارت كنم و به این فوز بزرگ نایل شوم.
ناگهانصداى پایى را از پشتسر شنیدم كه بیشتر موجب ترسو وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربى را با لباساهل بادیه دیدم، نزدیك من آمد و با زبان فصیح گفت: اىسید! سلام علیكم.
ترس و وحشت، بكلى از وجودم رفت و اطمینان وسكون نفس پیدا كردم و تعجب آور بود كه چگونه اینشخص در تاریكى شدید، متوجه سیادت من شد و در آنحال من از این مطلب غافل بودم. به هر حال سخنمىگفتیم و مىرفتیم از من سؤال كرد:
كجا قصد دارى؟
گفتم: مسجد سهله.
فرمود: به چه جهت؟
گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولى عصر،علیهالسلام.
مقدارى كه رفتیم به مسجد زید بن صوحان كه مسجدكوچكى است نزدیك مسجد سهله رسیدیم داخل مسجدشده و نماز خواندیم و بعد از دعایى كه سید خواند كه،مثل آن بود كه دیوار و سنگها با او آن دعا را مىخواندند;احساس انقلابى عجیب در خود نمودم كه از وصف آنعاجزم.
بعد از دعا سید فرمود: سید تو گرسنهاى، چه خوباستشام بخورى.
پس سفرهاى را كه زیر عبا داشت، بیرون آورد و در آن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینكهتازه از باغ چیده و آن وقت چله زمستان و سرماىزنندهاى بود و من منتقل به این معنا نشدم كه این آقا اینخیار تازه سبز را در این فصل زمستان از كجا آورده؟طبق دستور آقا شام خوردم.
سپس فرمود: بلند شو تا به مسجد سهله برویم.
پس سفرهاى را كه زیر عبا داشتبیرون آورد و درآنسه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینكهتازه از باغ چیده و آن وقت چله زمستان و سرماىزنندهاى بود و من منتقل به این معنا نشدم كه این آقا اینخیار تازه سبز را در این فصل زمستان از كجا آورده؟طبق دستور آقا شام خوردم.
داخل مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده درمقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفهمىكردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتداكردم و متوجه نبودم كه این آقا كیست؟
بعد از آنكه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود:
اى سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله بهمسجد كوفه مىروى یا در همین جا مىمانى؟
گفتم: مىمانم و سپس در وسط مسجد در مقام امامصادق، علیهالسلام، نشستیم.
به سید گفتم: آیا چاى یا قهوه یا دخانیات میل دارىآماده كنم؟
در جواب كلام جامعى را فرمود: این امور از فضولزندگى (زوائد زندگی) است و ما از این فضولات (زوائد) دوریم.
این كلام در اعماق وجودم اثر گذاشتبه نحوى كههرگاه یادم مىآید اركان وجودم مىلرزد به هر حالمجلس نزدیك دو ساعت طول كشید و در این مدتمطالبى رد و بدل شد كه به بعضى از آنها اشاره مىكنم؟
1. در رابطه با استخاره سخن به میان آمد. سید عربفرمود:
اى سید با تسبیح به چه نحو استخاره مىكنى؟
گفتم: سه مرتبه صلوات مىفرستم و سه مرتبهمىگویم: «استخیر الله برحمته خیرة فى عافیة» پسقبضهاى از تسبیح را گرفته مىشمارم، اگر دو تا بماند بداست و اگر یكى ماند خوب است.
فرمود: براى این استخاره، باقى ماندهاى است كه بهشما نرسیده و آن این است كه هرگاه یكى باقى ماند فوراحكم به خوبى استخاره نكنید بلكه توقف كنید و دوبارهبر ترك عمل استخاره كنید اگر زوج آمد كشف مىشوداستخاره اول خوب است اما اگر یكى آمد كشف مىشودكه استخاره اول میانه است.
به حسب قواعد علمیه مىبایست دلیل بخواهیم و آقاجواب دهد به جاى دقیق و باریكى رسیدیم پس به مجرداین قول تسلیم و منقاد شدم و در عین حال متوجه نیستمكه این آقا كیست.
2. از جمله مطالب در این جلسه تاكید سید عرب بر تلاوتو قرائت این سورهها بعد از نمازهاى واجب بود. بعد ازنماز صبح سوره یاسین و بعد از نماز ظهر سوره عم بعداز نماز عصر سوره نوح و بعد از مغرب سوره واقعه وبعد از نماز عشاء سوره ملك.
3. دیگر اینكه تاكید فرمودند: بر دو ركعت نماز بینمغرب و عشا كه در ركعت اول بعد از حمد هر سورهاىخواستى مىخوانى و در ركعت دوم بعد از حمد سورهواقعه را مىخوانى و فرمود: كفایت مىكند این از خواندنسورهواقعه بعد از نماز مغرب، چنانكه گذشت.
4. تاكید فرمود كه: بعد از نمازهاى پنجگانه این دعا رابخوان:
«اللهم سرحنى عن الهموم و الغموم و وحشةالصدر و وسوسة الشیطان برحمتك یا ارحمالراحمین».
5. و دیگر تاكید بر خواندن این دعا بعد از ذكر ركوع درنمازهاى یومیه خصوصا ركعت آخر:
«اللهم صل على محمد و آل محمد و ترحم علىعجزنا و اغثنا بحقهم».
6. در تعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محققحلى فرمود:
تمام آن مطابق با واقع است مگر كمى از مسایل آن.
7. تاكید بر خواندن قرآن و هدیه كردن ثواب آن، براىشیعیانى كه وارثى ندارند یا دارند و لكن یاد از آنهانمىكنند.
8. تحت الحنك را از زیر حنك دور دادن و سر آن را درعمامه قرار دادن چنانكه علماى عرب به همین نحو عملمىكنند و فرمود: در شرع اینچنین رسیده است.
9. تاكید بر زیارت سید الشهدا، علیهالسلام.

10. دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را ازخدمتگزارن شرع.
11. پرسیدم: نمىدانم آیا عاقبت كارم خیر است و آیا مننزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟
فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشكور و روسفیدى.
گفتم: نمىدانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوى الحقوقاز من راضى هستند یا نه؟
فرمود: تمام آنها از تو راضىاند و دربارهات دعامىكنند.
استدعاى دعا كردم براى خودم كه موفق باشم براىتالیف و تصنیف.
دعا فرمودند.
در اینجا مطلب دیگرى است كه مجال تفصیل و بیانآن نیست پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطرحاجتى، آمدم نزد حوض كه در وسط راه قبل از خارجشدن از مسجد قرار دارد به ذهنم رسید چه شبى بود واین سید عرب كیست كه اینهمه با فضیلت است؟ شایدهمان مقصود و معشوقم باشد تا به ذهنم این معنىخطور كرد، مضطرب برگشتم و آن آقا را ندیدم و كسىهم در مسجد نبود. یقین پیدا كردم كه آقا را زیارت كردمو غافل بودم، مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطرافمسجد گریه مىكردم تا صبح شد، چون عاشقى كه بعد ازوصال مبتلا به هجران شود.
این بود اجمالى از تفصیل كه هر وقت آن شب یادممىآید بهت زده مىشوم.

در روایات و بیانات پیشوایان دین وظایف فراوانی برای منتظران ظهور بیان گردیده است که در اینجا مهمترین آنها را بیان می کنیم
.1- شناخت امام
پیمودن جاده انتظار بدون شناختن امام منتظر ممکن نیست. استقامت و پایداری در وادی انتظار وابسته به درک صحیح از پیشوای موعود است. بنابراین علاوه بر شناخت امام به اسم و نسب، لازم است نسبت به جایگاه امام و رتبه و مقام او نیز آگاهی کافی بدست آورد.ابونصر که از خدمتگذاران امام حسن عسگری (علیه السلام) است، پیش از غیبت امام مهدی (عجل الله تعلی فرجه الشریف) به حضور آن حضرت می رسد. امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از او می پرسد: آیا مرا می شناسی؟ پاسخ می دهد: آری، شما سرور من و فرزند سرور من هستید! امام (علیه السلام) می فرماید: مقصود من چنین شناختی نبود!؟ ابونصر می گوید: (مقصود شما چیست) خودتان بفرمایید.
امام (علیه السلام) می فرماید:
«من آخرین جانشین پیامبر خدا هستم و خداوند به (برکت) من بلا را از خاندان و شیعیانم دور می کند.»
اگر معرفت امام برای منتظر حاصل شود، او از هم اکنون خود را در جبهه امام می بیند و احساس می کند که در خیمه امام و کنار او قرار گرفته است. بنابراین لحظه ای در تلاش برای تقویت جبهه امام خویش کوتاهی نمی کند.
امام (علیه السلام) می فرماید:
«من آخرین جانشین پیامبر خدا هستم و خداوند به (برکت) من بلا را از خاندان و شیعیانم دور می کند.»
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
« ... من مات و هو عارف لامامه لم یضره، تقدّم هذاالامر او تاخّر و من مات و هو عارف لامامه کان کمن هو مع القائم فی فسطاطه»؛
کسی که بمیرد در حالی که امام خود را شناخته باشد، جلو افتادن یا تاخیر امر (ظهور) به او زیان نمی رساند و کسی که بمیرد و حال آنکه امام خود را شناخته است مانند کسی است که در خیمه امام و همراه او بوده است.
گفتنی است که این معرفت و شناخت چنان مهم است که در کلام معصومین (علیهم السلام) آمده است که برای بدست آوردن آن، لازم است از خداوند طلب یاری شود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«... در زمان غیبت طولانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باطل گرایان (در اعتقاد و دین خود) به شک و تردید گرفتار می شوند. زراره، از یاران خاص امام گفت: اگر آن زمان را شاهد بودم چه عملی انجام دهم؟»
امام صادق (علیه السلام) فرمود: ... این دعا را بخوان:
اللهمّ عرّفنی نفسک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک اللهم عرفنی حجتّک فانّک ان لم تعرفّنی حجّتک ظللت عن دینی.»

آنچه تاکنون مطرح شد معرفت نسبت به جایگاه امام در مجموعه نظام هستی است او حجت پروردگار و جانشین به حق پیامبر و پیشوای همه مردم است که اطاعت او بر همگان واجب است چرا که اطاعت از او همان اطاعت از خداست.
یکی دیگر از ابعاد معرفت امام، شناختن سیره و صفات امام است و این بُعد از شناخت، تاثیر عملی گسترده ای در رفتار و خلق و خوی منتظر می گذارد و بدیهی است که هر اندازه معرفت انسان به زوایای گوناگون زندگی امام و حجت الهی بیشتر و عمیق تر باشد، آثار آن در بخش های گوناگون زندگی او بیشتر خواهد بود.
2- الگوپذیری
وقتی معرفت به امام و جلوه های زیبای رفتاری آن بزرگوار به دست آمد، سخن از پیروی و الگو گرفتن از آن مظهر کمالات به میان می آید.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«خوشا به حال آنکه قائم خاندان مرا درک کند در حالی که پیش از دوران قیام، به او و امامان قبل از او اقتدا کرده و از دشمنان ایشان، اعلام بیزاری کرده باشد. آنان دوستان و همراهان من و گرامی ترین امت من، در نزد من هستند.»
به راستی آن کس که در تقوا، عبادت، ساده زیستی، سخاوت، صبر و همه فضائل اخلاقی دنباله رو امام و مراد خویش است چه رتبه بلندی نزد آن رهبر الهی خواهد داشت و آنگاه که به حضور مقدسش بار یابد چه سربلند و سرافراز خواهد بود؟
آیا جز این است که منتظری که در طلب زیباترین پدیده عالم است خود را به خوبی ها می آراید و از زشتی ها و رذائل اخلاقی دوری می کند و در مسیر انتظار همواره مراقب افکار و اعمال خویش است؟! وگرنه افتادن به دام بدیها رفته رفته فاصله او و معشوق خوبان را زیادتر خواهد کرد و این حقیقتی است که در بیان هشدار دهنده آن امام موعود آمده است:
«فما یحسبنا عنهم الا ما یتصّل بنا مما نکرهه و لا نؤثره منهم؛
هیچ چیز ما را از شیعیان جدا نکرده است مگر آنچه از کارهای ایشان که به ما می رسد. اعمالی که خوشایند ما نیست و از شیعیان انتظار نداریم!»
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«خوشا به حال آنکه قائم خاندان مرا درک کند در حالی که پیش از دوران قیام، به او و امامان قبل از او اقتدا کرده و از دشمنان ایشان، اعلام بیزاری کرده باشد. آنان دوستان و همراهان من و گرامی ترین امت من، در نزد من هستند.»
نهایت آرزوی منتظران آن است که در برپایی دولت مهدوی و حکومت عدل جهانی سهمی داشته باشند و افتخار یاوری و همراهی آخرین حجت حق را بدست آورند ولی مگر نیل به چنین سعادت بزرگی جز با خودسازی و آراستگی اخلاقی میسر است؟!
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«من سرّه ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر؛
هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم (علیه السلام) باشد باید منتظر باشد و در حال انتظار به پرهیزکاری و اخلاق نیکو رفتار نماید.»
و روشن است که در مسیر تحقق چنین خواسته ای هیچ الگو و نمونه ای برتر از آن امام بزرگوار که آینه تمام زیبایی هاست یافت نمی شود.