![]() |
www.Shamim11 |
![]() |
با سلام خدمت دوستان گرامی شما دوستان از این
پس می توانید نظرات وانتقادات خود را از طریق پیامک بطور مستقیم با ما در
میان بگذارید.یا جهت همکاری با ما در وبلاگ به ما پیامک یا تماس تلفنی داشته باشید.
شماره پیامک
09363063421
منتظر شما هستیم
موضوعات مرتبط با امام زمان (10)
عکس مذهبی در باره امام زمان (26)
مطالب ادبی درباره امام زمان (5)
شیوه های یاری قائم ال محمد (2)
آرشیو ماهانه
آبان 1387 (12)
مهر 1387 (9)
شهریور 1387 (17)
مرداد 1387 (17)
تیر 1387 (15)
خرداد 1387 (14)
اردیبهشت 1387 (12)
فروردین 1387 (5)
اسفند 1386 (11)
بهمن 1386 (8)
دی 1386 (18)
آبان 1386 (9)
مهر 1386 (14)
شهریور 1386 (13)
مرداد 1386 (13)
تیر 1386 (9)

بعثت پیامبر اكرم (ص) و گسترش اسلام، علاوه بر تحولات عظیمى كه در دنیا از آن زمان تاكنون ایجاد نموده است، مقام و منزلت و نقش زن در خانواده و جامعه را وارد مرحلهاى جدید نمود به گونهاى كه با قبل از آن به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.
در دوران قبل از اسلام، در جوامع مختلف به زن تنها به عنوان وسیلهاى براى دفع و اشباع شهوات مرد، كار در منزل، تولید مثل، شیردهى و كارگرى بى اراده و اختیار در منزل نگریسته و هیچ گونه حقوق انسانى براى او قایل نبودند و ... كه با انتقال به یكدیگر، در نهایت به عنوان ارث، كارگرى براى خانه وارث مىگشت. در برخى موارد هم، چشم نگشوده، در زیر خاك پنهانش مىكردند، اما اسلام به زن بسان مرد، از نظر شخصیت و كرامت انسانى نگریست و نفقه و مهر او را بر عهده مرد نهاد و او را شریك زندگى او نمود كه نه تنها خود میراث مرد نیست، كه از او ارث هم مىبرد.
نمونه بارز آن، حضور دو بانوى نمونه اسلام حضرت زهرا و حضرت زینب علیهم السلام در عرصههاى مختلف خانوادگى و اجتماعى است.
ظهور و حكومت حضرت مهدى (عج) نیز بسان بعثت رسول (ص) تحولات عظیمى را در پى خواهد داشت و از جمله زن امروز را كه با آب و رنگى مدرنتر به دوران جاهلیت باز گردانده شده است، وارد مرحله جدیدى از كرامت و شخصیت خواهد نمود. حال كدام فعالیتها و مسئولیتهاى حكومتى در اختیار زنان لایق و كاردان قرار خواهد گرفت، امرى است كه تا شاهد آن نباشیم، قضاوت در مورد جزئیات آن مشكل است؛ زیرا دانش و آگاهى ما به وقایع و حوادث آن زمان، از راه مراجعه به آیات و روایات است و جزئیات این وقایع از طریق روایات به دست ما نرسیده است.

صدای زیبای آبشار نقرهای را با همین گوشهای تیزم میشنوم. گویی که قطره قطرهاش برایم حکم یک دریا دارند، صدایشان کردم آمدند و برایم یک جام از آب گوارا آوردند.
گفتم: مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم، اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است، لیوان را گرفتم، نوشیدم آن را، گوارا بود و به دلم نشست و در همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم، هر چه نگاه کردم آن همه قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا چرا اینگونه مرا تنها گذاردند؟ چرا اینگونه سیراب شدم، اما مرا خواب کردند و رفتند، صدایی شنیدم، به سویش دویدم و رسیدم، آری، آری، این همان آبشار است و رفتم یک لیوان را در کنار سنگریزههای آبشار دیدم، دویدم، دویدم، آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده، گفتم که هستی!
گفت: همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشستهای.
گفتم من لیاقت ندارم، چرا سراغم آمدی؟
گفت: پاک است دلت، اینگونه مگذار آلوده شوند، گفتم: چگونه؟
گفت مرا طلب کن، صدایم زن،
گفتم نمیرسد صدایم به گوشت، گفت رسیده، اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی.
گفتم عشقم را چه کنم، گفت: عاشق باش، اما آنگونه که خودت میگویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش.
این را گفت و از جلوی چشمان سیاهم محو شد.
محمّد بن احمد صفوانى مى گوید:
من اهل «ران» شهرى بین مراغه و زنجان هستم. در شهر ما پیرمردى زندگى مى كرد كه صد و هفده سال داشت . نام او قاسم بن علا بود. او به شرف ملاقات امام هادى(علیه السلام) و امام حسن عسكرى(علیه السلام)رسیده بود، و در زمان غیبت صغرا همیشه نامه هایى از ناحیه مقدّس حضرت ابا صالح المهدى(علیه السلام)توسط سفراى آن حضرت ـ یعنى محمّد بن عثمان و حسین بن روح ـ دریافت مى كرد. او در هشتاد سالگى از دو چشم نابینا شده بود.
روزى ما در خانه او بر سر سفره مشغول غذا خوردن بودیم. او بسیار اندوهگین بود، زیرا دو ماه بود كه هیچ ارتباطى با حضرت(علیه السلام)نداشت. در این حال، دربان خانه وارد شد و با شادى گفت: پیك عراق!
قاسم بسیار مسرور شد. رو به قبله نموده، سجده شكرى به جاى آورد.
قاصد، مردى میان سال و كوتاه قد بود كه مانند اغلب قاصدان پیراهنى كتانى پوشیده و عبایى بر دوش انداخته بود، و كفش مخصوص سفر در پا داشت و خورجینى بر دوش.
قاسم برخاست و او را در آغوش كشید و خورجینش را از روى دوشش برداشت. دستور داد طشت و آب آوردند تا دستانش را بشوید. سپس او را كنار خود نشاند و با هم مشغول غذا شدیم، بعد از اتمام غذا و شستن دست، آن مرد، نامه اى را كه كمى از نصف یك نامه معمولى بزرگتر به نظر مى رسید بیرون آورد و به قاسم داد.
وقتى قاسم نامه را گرفت آن را بوسید و به كاتب خود ابوعبداللّه بن ابى سلمة داد، كاتب نامه را گرفت و مُهر آن را باز كرد و خواند.
وقتى سكوت كاتب بیش از حدّ معمول به طول انجامید، قاسم دانست كه نكته اى در نامه هست كه بیان آن براى كاتب دشوار است. به همین خاطر پرسید: آیا خبرى شده است؟
كاتب گفت: خیر است.
قاسم گفت: آیا درمورد من مطلبى فرموده اند؟
خوش به حال اونهائی كه امروز افتخار پابوسی اون حضرت رو دارند . خیلی ها دلشون میخواست الان تو صحن و سرای با صفاش بودند . شاید من و شما هم الان دلمون پر میكشه تا حتی برای مدتی كوتاه سفری داشته باشیم به جایگاهی چه بسیار زیبا از ملکوت... به قطعه ای از بهشت ! اما در زمین ... جائیكه همه غم های دنیا رو از یادمون میبره و با زیارت بارگاه مقدسش روحمون تازه میشه... جائیكه هیچگونه زشتی ای نیست... روح انسان آزرده نمیشه... دلها همه شکسته است اما از شوق حضوری كه در جایگاهش مهربانی هست و لطف بیكران... عطر بالهای فرشتگان مشام رو نوازش میده... كبوترهای معصوم حرم پایبندی و آزادگی رو نوید میدن... حضوری پر عطوفت از آقامون احساس میشه... خواسته ها بزرگ است و اشک چشم مستمر...
| طوس، حریم حرم كبریـاست | مدفن پاك شه پاكان رضاست |
| كعبه اگر خانه آب و گل است | قبر رضا كعبه جـان و دل است |
پشت كوههای خراسون گنبد طلاتو دیدن واسه ی دلخوشی دل به جوارت پر كشیدن واسه او صحن مطهر تو غروب كنار ایوون واسه كفترای معصوم كه تو آسمون میگردن واسه آدمای مغموم كه میان، دخیل میبندن واسه اون هوای تازه كه پر از عطر گلابه اگه دستم به ضریحت برسه واسم یه خوابه واسه اون حوض قشنگی كه پر از آب زلاله واسه سنگ فرشای ایوون كه برام دنیایی داره دل من تنگه میدونی كاشكی قابلم بدونی چقدر آرزو دارم لب حوض وضو بگیرم یا كه از تربت پاكت مثل یاسا بو بگیرم واسه اون اوج شكفتن توی عالم زیارت واسه اون لحظه كه آدم میرسه به بینهایت واسه اون كفشا كه مردم روی پله در میارن واسه اون شمعی كه روشن توی صحن تو میزارن واسه اون ساحت پاكی كه درش همیشه بازه واسه دستای نیازی كه به سوی تو درازه دل من تنگه میدونی كاشكی قابلم بدونی هیچ كسی نومید و ناكام نمیره از آستانت تو پر از لطف و شفایی واسه درد دوستانت مثل مرهم تو می مونی واسه آدمای دربند تو امیدی كه میشینه توی قلب یه نیازمند تو صدام كن، تو صدام كن، زائر كوی تو باشم یا برای كفترات من، سر ظهر دونه بپاشم من یه قاصر یه خطاكار، لحظه خوب مناجات میدونم كه هیچ نیازی به زیارتم نداری اما من غرق نیازم ،آقا تو بزرگواری واسه تو حرم نشستن واسه لحظهی رسیدن دل من تنگه میدونی؟ كاشكی قابلم بدونی |
![]() |


انتظار، حالتی است نفسانی که آمادگی برای آنچه انتظارش را میکشیم، از آن بر میآید. ضد انتظار، یاس و ناامیدی است. هر قدر که انتظار، شدیدتر باشد، آمادگی و مهیا شدن قویتر خواهد بود. همانطور كه اگر مسافری داشته باشی که در انتظار مقدمش به سر میبری؛ هر چه هنگام آمدنش نزدیکتر شود، مهیا شدنت، فزونی مییابد، بلکه از شدت انتظار چه بسا خواب از دیدگانت ربوده میشود.
همانطور که «مراتب انتظار»، از این جهت، متفاوت است، «از جهت محبت» نسبت به کسی که در انتظارش هستی نیز مراتبش، متفاوت میشود. پس هر چه محبت، شدیدتر و دوستی بیشتر باشد، مهیا شدن برای محبوب، زیادتر میشود . (1)
انتظار، آماده باش و تحصیل آمادگیهای لازم است برای آنچه که مورد نظر است، انتظار، آماده باشی در سایه صبر و مقاومت است. امام صادق علیه السلام فرموده است:
من دین الائمة انتظار الفرج بالصبر (2)؛ یکی از نشانههای دین امامان، انتظار فرجی است که به صبر حاصل آید.
عن الرضا، عن آبائه علیهم السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
«افضل اعمال امتی انتظار فرج الله عزوجل» (3) و «افضل اعمال امتی انتظار الفرج من الله عزوجل» (4)؛ امام رضا علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل میفرمایند که برترین اعمال امت من، انتظار فرج از ناحیه خداوند عزوجل است .
«انه سال عنه رجل: ای الاعمال احب الی الله عزوجل . قال: انتظار الفرج .» (5)
مردی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام پرسید: «کدامین اعمال، نزد خداوند عزوجل، محبوبتر است؟ حضرت فرمودند: «انتظار فرج.»
«قال امیر المؤمنین علیه السلام: انتظروا الفرج ولا تیاسوا من روح الله؛ فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج»(6)؛ در همین باره، حضرت علی علیه السلام فرمودهاند: خود را آماده فرج سازید و منتظر فرج باشید و در این مسیر از خدا، ناامید و مایوس نگردید؛ زیرا که محبوبترین «اعمال» نزد خداوند عزوجل، انتظار فرج و کسب آمادگی برای فرج و حکومت مهدی علیه السلام است.»
در این حدیث، حضرت، از یاس و ناامیدی، پرهیز میدهند تا طولانی بودن غیبت و مشکلات آن دوران، توان را از منتظران نرباید و آنان را در صف منتظران پابرجا بدارد.
با توجه به این روایات، معلوم میشود که انتظار، تنها، یک «حالت روحی» نیست، بلکه احوال روحی جریان یافته و شکل گرفتهای است که به اقدام و عمل میانجامد. از همین رو است که «افضل الاعمال» و «احب الاعمال» فرمودهاند و آن، در سایه صبر و استقامت باید باشد و به دور از هرگونه یاس و ناامیدی .
آری، اینگونه انتظار و آمادگی را در دوران غیبت، مشق یاوران مهدی دانستهاند و آن را نصیب مهدییاوران، شمردهاند. پیامبر اکرم به حضرت علی (علیهماالسلام) میفرماید:
یا علی: آگاه باش که بالاترین مردم، به لحاظ یقین؛ گروهی هستند که در آخر الزمان خواهند بود و با توجه به این که پیامبر را درک نکردهاند و با او نبودهاند و حجت و امام هم، از آنان غایب بوده است، در عین حال، از روی نوشته بر کاغذ سفید ایمان آوردهاند. (7)
در حدیث دیگر میفرمایند:
«افضل العبادة انتظار الفرج» (8)؛ برترین عبادت، انتظار فرج است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرمایند: «افضل عبادة المؤمن انتظار فرج الله.» (9)
اینسان است که مهدییاوران عصر غیبت، در شب دیجور و سختیها، ایمان گرانسنگ خویش را پایهگذاری میکنند و ثابت قدم میمانند و از برترین اعمال، با وجود سختتر بودنش، بهره مییابند؛ زیرا، «افضل الاعمال احمزها» (10)؛ برترین اعمال، سختترین آنها است.
در زمان غیبت، دشمنان، تمامی نقشهها و طراریهای شیطانی خود را به میدان میآورند تا رهزنی کنند و ایمان پیروان آن عزیز را نشانه روند. تنها کسانی میتوانند به دام آنان گرفتار نیایند که در سه حیطه «شناخت»، «عاطفه» و «رفتار»، آماده باشند؛ زیرا، اینها، سه حوزهی وجودی انسان را در بینش، و گرایش و عمل، شکل میدهند .
امام صادق علیه السلام در ذیل آیه شریفه صد و پنجاه و هشتم سوره مبارکه انعام «آیات پروردگارت ظاهر گردد، برای کسی که از پیش ایمان نیاورده باشد، یا با ایمانش، خیری حاصل نکرده باشد، ایمان آوردنش سودی ندارد» فرمود: «منظور از آن روز، هنگام خروج قائم منتظر از ما خاندان است.» (11)
از اینگونه روایات به دست میآید که وظایف دوران غیبت، باید با ایمان و عمل خیر، رقم بخورد و در غیر این صورت، هیچ فایدهای نخواهد داشت .
در دوران غیبت، «ایمان و عمل» به کار آید و آمادگی میآفریند و منتظران را در حال آماده باش نگه میدارد. اگر این آمادگیها، در سه محور شناخت و عاطفه و رفتار نباشد، در وقت خروج و قیام حضرت، نه تنها سودی به همراه نخواهد داشت، بلکه از بعض روایات چنین به دست میآید که چه بسا اینگونه افراد، پس از ظهور، در گروه مخالفان و دشمنان قرار گیرند و عدهای که شبیه به خورشیدپرستان و ماهپرستان بودهاند، از پیروان آن نازنین باشند. (12)

در روایات بسیاری، تاکید فراوان شده که معرفت و شناخت امام را باید جدی گرفت. و این از بدیهات است كه تا زمانی كه امامت را نشناسی؛ نسبت به وظایف خود در مورد ایشان نیز ناآگاه خواهی بود. در حدیثی سفارش شده است که دعای عرفان را بخوانید. در فراز آخر این دعا آمده است:
«اللهم عرفنی نفسک ... اللهم عرفنی حجتک؛ فانک ان لم تعرفنی حجتک ظلمت عن دینی.»
در این دعا از خداوند میخواهیم که «حجت» خودش را به ما معرفی کند و بیان میکنیم که اگر چنین نشود، به وادی گمراهی دینی خواهیم غلتید.
در روایات فراوانی آمده است که اگر امام زمان خویش را نشناسیم، همانند مردم دوران جاهلیت، از دنیا خواهیم رفت.
همه اینها نشان از آن دارد که مسئله معرفت و شناخت امام، از اهمیت زیادی برخوردار است. (1)
زراره از امام صادق علیه السلام نقل میکند که آن حضرت فرمودند:
«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر»، زیانی به تو نرساند.»
یعنی، چه دولت حق، زود ظاهر شود و یا دیر، برای تو مساوی خواهد بود و زیانی نکردهای؛ زیرا، زیان، برای کسی است که امامش را نشناخته است .
«اعرف امامک فانک اذا عرفته لم یضرک، تقدم هذا الامر او تاخر.» (2)
«کسی که بمیرد و امامی نداشته باشد، مانند مردم جاهلیت مرده است و هر کس بمیرد و امامش را شناخته باشد، تقدم و تاخر این «امر» (حکومت مهدی آل محمد) او را زیان ندهد. اگر کسی بمیرد و امام خود را شناخته باشد، مانند کسی است که در خیمه امام قائم همراه او باشد.»(3)
این دسته روایات، به خوبی، گزارش از آن دارند که شیعه، همواره «جریان پیوسته انتظار» بوده است.
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تا امام عسکری (علیه السلام) همه، از «انتظار» سخن راندهاند و فرهنگسازی فرمودهاند و نشان از کوهسار حکومت مهدی آل محمد دادهاند، و مشتاقان حکومت مهدی را بشارت و نوید دادهاند که با شناخت و معرفت از امام و خط امامت معصومان علیهم السلام در خیمه امام قائم در آمدهاند، هر چند که قبل از خروج و قیام آن حضرت، به چنگ مرگ در آیند و فرصت تشرف به محضر آن عصاره هستی را درنیابند.
خدایا توفیق درك و معرفت امام زمانمان را به عطا بفرما .

چگونه می توان فهمید که آقا امام زمان (عج) از ما راضی است؟
مؤمنان و شیعیان امام زمان (عج)، خود و اعمال خویش را در محضر آن حضرت می بینند و از ترس این که مبادا خاطر شریف آن عزیز را مکدر نمایند و یا محروم از عنایات ویژه ی حضرتش گردند، برای قرب بیشتر و جلب توجه خاص آن حضرت در راه تعالی و تکامل باید بیشتر تلاش کنند و مواظب باشند که نکند خدای ناکرده با اعمال و کردار ناپسند خویش خاطر آن حضرت را از خویش مکدر نمایند.
امام زمان (عج)، امام رئوف و مهربان و دلسوز همه انسان ها، بلکه همه موجودات است؛ زیرا امامان علیهم السلام برنامه و اهدافشان همان برنامه و اهداف پیامبر گرامی اسلام است. قرآن مجید درباره پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ ، یعنی آنچه شما را آزار می دهد بر او سخت و گران است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.» (توبه/128)
با توجه به مهربانی امام زمان (عج)، او انتظار سخت و مشکلی از ما ندارد. تنها چیزی که موجبات رضایت قلب مهربان آن حضرت از ما را فراهم می سازد، انجام واجبات الهی و ترک محرمات است. بنابراین اگر کسی به دستورات خداوند عمل نماید و وظایفی را که خداوند بر او مقرر کرده است، به درستی انجام دهد، یقیناً امام زمان (عج) از او راضی خواهد بود.
در این باره از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است:
شخصی از ایشان سؤال کرد، مردانگی در چیست؟
امام علیه السلام فرمود: « نبیند خداوند ترا در معصیتی که از آن نهی کرده و ببیند تو را در طاعتی که به آن امر کرده است.» (فقه الرضا،ص358)
بدیهی است که امام زمان (عج) از انسانهای که دارای صفت مردانگی هستند راضی است.
اما کسانی که وظایف و واجبات خود، مانند نماز، روزه، حجاب، خمس، زکات و ... را انجام نمی دهند و از محرمات و کارهای حرام پرهیزی ندارند، یقیناً امام زمان (عج) از آنان راضی نخواهد بود، هرچند در اعمال مستحبی مانند: رفتن به زیارت و ... شرکت فعال داشته باشند.
بنابر این، آنچه را که به طور خلاصه در این مقال می توان گفت این است که:
رضایت امام زمان (عج) در رضایت خداست و رضایت خدا در عمل به دستورات الهی که همان انجام واجبات و ترک محرمات باشد، است؛ زیرا که امام زمان (عج) خود مکلف به احکام و دستورات شرع مقدس اسلام و حافظ ارزش های دینی است.